تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
تمام شد . وجود سربازان و كسبه و تجار و مهاجران ديگر فارسى زبان در تمام نقاط اين نواحى و به همين اندازه نيز شكفتن ادبيات فارسى نو ، در عقب رفتن سريع اين زبانها و بروز ننمودن نوشتهء علمى و ادبى ديگرى از آنها ، مؤثر افتاد ، اگرچه زبان خوارزمى لااقل تا مدتى به عنوان زبان ديوانى به كار مىرفت « 1 » . بدين ترتيب زبان فارسى نو نيز در آسياى مركزى - به استثناى بقايايى در درّه‌هاى كوهستانها ، و غير از مراكزى كه زبان تركى در آن پيروز ماند - به صورت اندك تغييريافتهء تاجيكى ، به عنوان زبان متداول عامّه رايج گشت و بدين وسيله منطقهء زبان فارسى را به طور اساسى وسعت داد . ولى گسترش دايرهء زبان و فرهنگ پارسى فقط در جهت شرقى و شمال شرقى صورت نگرفت ، بلكه در خود سرزمين ايران نيز از اين حيث به تغيير و تحولى منجر گشت . عواملى مثل : جماعت كسبه و تجّارى كه اغلب بسيار دور از وطن خود ( تا چين ) « 2 » مأوى اختيار مىكردند « 3 » ، جمع‌آورى « هنرمندان ماهر » ( اصولا صاحبان حرفه‌هاى دستى ) به وسيلهء اسپهبد طبرستانى ( حدود 755 برابر 137 / 138 هجرى ) « 4 » ، جابه‌جا شدن يا جابه‌جا كردن « 5 » ايلات « كرد » « 6 » ، و گاهى نيز تغيير و تحول مكانى به دلايل نظامى ( مثلا : 839 برابر 224 هجرى در طبرستان « 7 » و 972 برابر
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به اوايل فصل « وضع ايران از نظر زبان » از همين كتاب . ( 2 ) - دربارهء عبادات ايرانى در چين رجوع گردد به :JAmOrSOC V ( 1856 ) , S . 302 f .( 3 ) - در حدود سال 900 ( برابر 287 هجرى ) بالغ بر 10000 اصفهانى در نواحى بالاى تلاس ( ؟ رجوع شود به :( Wilhelm Tomaschek in der WZKM III ( 1889 ) , S . 106 .زندگى مىكرده‌اند : مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، ص 275 . در مورد ماوراءالنهر رجوع كنيد به :Barthold , Vorl . 61 .( 4 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 115 . ( 5 ) - حدود 960 ( برابر 349 هجرى ) : كردان فارس به وسيلهء عضد الدولة بويهى از نزديكى اصفهان رانده شدند : ابن بلخى ( فهرست : 202 ) ، ص 168 . ( 6 ) - رجوع كنيد به اواسط فصل « وضع ايران از نظر زبان » از همين كتاب . ( 7 ) - ده هزار تن از اهالى سارى و آمل به نواحى كوهستانى انتقال داده مىشوند : طبرى ، رديف 3 ، ص 1273 به بعد ؛ - ابن اثير ، ج 6 ، ص 168 .