تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
تأكيد « 1 » مىنمود ، و براى تأييد نظر خود « 2 » نيز احاديثى مىآورند . ولى از اين امور كه بگذريم اين ادعا « 3 » كه سقوط ناگهانى برمكيان ( 803 ) واقعا بيشتر بر اساس يك عكس العمل عربى در مقابل ايرانيان بوده است تا براساس اغراض شخصى ، كاملا مورد ترديد است ، زيرا اين حادثه به هيچ وجه منجّز به تضعيف نفوذ ايرانيان نگشت « 4 » ، بلكه به عكس در بسيارى از مناطق شرق « 5 » دنبالهء فرمانروايى واليان متعدد ايرانى سلسله‌هاى فرمانروايى ايرانى به وجود آمد كه اولين خاندان آنها يعنى طاهريان با تصويب رسمى خليفه حكومت مىكرد . مأمون « 6 » خليفه نيز
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به اقوال جمع‌آورى و تدوين شده در اين مورد در : عقد الفريد ، ج 3 ، ص 209 به بعد . - نيز رجوع شود به :Alfred Guillaume : The traditions of Islam . An introduction in to the study of the Hadith - Literature , Oxford 1924 , S . 57 f .يكى از احاديث زبانها را به طريق ذيل تقسيم مىكند : مبغوض‌ترين زبانها در نزد خدا زبان فارسى است ، و زبان خوزستان زبان شيطان است ( رجوع كنيد به فصل بعد : « وضع ايران از نظر زبان » از همين كتاب ) ، و زبان اهل جهنم ، زبان بخارايى و زبان اهل بهشت ، عربى است : مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، ص 418 ، - شخصى مثل ابن فارس ( وفات 1005 برابر 395 و يا 396 هجرى ) كه از حيث نژاد ايرانى بوده ، ولى در عربيت منحل گشته بود ، به نوبهء خود مزاياى عرب را ستايش مىكند :Brockelmann , GAL I 130 .( 2 ) - ابو نعيم ( ذكر اخبار اسپهان ، فهرست : 200 ) ، ج 1 ، صفحات 7 تا 14 . - مجموعه‌اى از اين اخبار ، در :Goldziher , Shu'ub . 153 f .( 3 ) - رجوع شود به :Sharif 22 .. - اين مطلب را كه قاتل ايرانى عمر خليفهء دوم بر اثر تحريكات ملى ( نه به علت امر شخصى ) دست به اين عمل زده است ( چنانچه اين منابع مدعى هستند :Kremer , C . G . I . 15 ; Sharif 22 .) نمىتوان قبول نمود . شريفScharif 12 )) حتى مىخواهد قتل على ( ع ) را نيز ، ازاين‌رو كه يكى از شركاى هم قسم در توطئه اين قتل ايرانى بوده است ( مبرد ، كامل ، ج 1 صفحات 559 تا 563 ) ، معلول محركى ملى بداند ؛ ولى اين نظر نيز يقينا صحيح نيست . ( 4 ) - بخارى فصل خاصى در اين زمينه دارد كه موالى ، صاحبان مقامات قضاوت و ادارهء حكومت بوده‌اند :Goldziher , Arab . 115 .( 5 ) - سال 781 / 782 ( برابر 165 هجرى ) در رى با فارس ، كرمان و الاهواز به ضميمهء بحرين ، عمان ، كسكر و نواحى دجله : ابن اثير ، ج 6 ، صفحات 22 ، 24 به بعد . - سال 782 / 783 ( برابر 166 هجرى ) دنباوند با قومس و رى ؛ همين مرجع ، ص 25 . - 785 / 786 ( برابر 169 هجرى ) گرگان ؛ اصفهان ؛ همين مرجع ، ص 32 . ( 6 ) - شايد دليل بر اينكه وى نيز به فارسى مسلط بوده است بتواند اين امر باشد كه در مرو قصيده‌اى به زبان فارسى به او تقديم گشته است ، رجوع كنيد به :Barthold , Med . 80 f .