همين سامانيان هستند . ملقّب نمودن شاهزادگان و شخصيتهاى برجستهء ديگر هم بدين القاب به زودى متداول گشت « 1 » . اما القاب افتخارى مركّب با كلمات « دولة » و « دين » تازه از زمان غزنويان و سلجوقيان ( پايان قرن دهم برابر چهارم هجرى ) معمول شده است « 2 » .
قبول القاب سلطنتى در سطح ديگرى مخصوص به خود قرار دارد ، چنانكه اخبار موجود از سامانيان حاكى « 3 » است كه به ايشان نيز « پس از مرگ » القابى داده مىشد « 4 » . ولى بديهى است كه نام « الامير الماضى » كه به طور رسمى « 5 » پس از مرگ اسماعيل بن احمد به وى ( و مناسب آن نيز به سامانيان ديگر ) داده شده است نبايد به عنوان نام « پس از مرگ » تلقى شود . - در نزد قراخانيان و ساير طوايف ديگر ترك كه در منابع ادبى نيز مكرر از آنان صحبت مىشود « 6 » و جديدا نيز تحقيق مفصّلى دربارهء ايشان منتشر گشته است « 7 » ، قبول عناوين مستعار ( اونگون ) و يا نام سلطنتى و يا القاب « پس از مرگ » در تحت قوانين معيّن و طرح مشخصى صورت مىگرفته است .
هامش
( 1 ) - فقط از قراخانيان حتى در سال 992 ( برابر 382 ) ، نقل مىشود :Mez 133 .، - منوچهر گرگانى ، سال 1012 / 1013 برابر با 403 هجرى : ابن اثير ، ج 9 ، ص 82 . - يكى از شهزادگان سلجوقى ، سال 1160 ( برابر 555 هجرى ) : الحسينى ( اخبار الدولة السلجوقية ، فهرست : 130 ) ، ص 99 . - خوارزمشاه محمد دوم ، پس از مرگ پدرش ، خود را به لقب وى علاء الدين ، ملقب نمود ( البته اين امر از اثرات استقلال وى محسوب مىشود ) : جوينى ( تاريخ جهانگشا ، فهرست 152 ) ، ج 2 ، ص 47 . - سياستنامه ، صفحات 131 - 138 فصل خاصى دربارهء القاب دارد .
( 2 ) -Wiet 75 , nach S . 78 UND S . 82 .( بنا به كتيبههاى تازهء موجود بر روى پارچهها ، ظاهرا اضافهء كلمات « دولة » و « دين » تنها از سلجوقيان نبوده است ) .
( 3 ) - « الامير الحميد » در مورد نوح بن نصر 943 ( برابر 331 هجرى ) نقل شده است : ابن اثير ، ج 8 ، ص 131 ، 168 . - دربارهء القاب سلطنتى خلفاى عباسى از سال 755 ( برابر 138 هجرى ) ، رجوع كنيد به :Mez 132 .( 4 ) - مقدسى ( احسن التقاسيم ) ، ص 337 .
( 5 ) - نرشخى ( تاريخ بخارا ) ، ص 91 ( سال 907 / 908 برابر 295 ) ؛ - گرديزى ( زين الاخبار ) ، صفحات 22 و 47 ، - ابن اثير ، ج 8 ، ص 2 .
( 6 ) - الحسينى ( اخبار الدولة السلجوقية ، فهرست : 130 ) ، ص 7 ؛ - تاريخ بيهقى ( فهرست : 161 ) ، صفحات 432 ، 536 .
( 7 ) - از :Omelian Pritsak ; Karachanidische Studien I - X .