دين نيز در كنچو ، كنسو ، و خچو به افول و نيستى گراييد - با وجود اينكه گاهى كوشش « 1 » مىشد متديّنان به اين آيين را جزو اهل كتاب به حساب آورند .
در عين حال مىتوان به ظن قوى گفت كه پارهاى از آراى مانويان در سرزمين ايران نيز آثارى از خود به جاى گذاشته است و شايد هم بعضى از آن اقداماتى كه براى جمع و آميزش عقايد مختلف همراه با ظهور المقنّع و يا خرّميان نمايان گشت از طرف مانويان صورت گرفته باشد ؛ مانويانى كه در مقابل دين زردشت « 2 » - كه قيافهاى مشخصتر داشت و برحسب ظاهر قوىتر بود - سخت متمايل و بر آن بودند كه خود را گاهى در بينش تصوف و گاهى در لباس سياست نشان بدهند .
جزئيات اين امر امروز براى ما ديگر در تمام موارد قابل درك نيست . اما در عين حال اطلاق كلمهء « زنديق » ( كه اصلا مانوى از آن منظور بوده ) به « ملحد » به طور مطلق ما را به واقع نزديك مىكند « 3 » . و اين مطلب در بين النهرين و به طور كلى در دربار خلفا هنگام پيدايش پارهاى از افكار و عقايد مذهبى و فلسفى « 4 » - تقريبا در مورد معتزله « 5 » كه بسيارى از آراى آنها براساس عكس عكسالعملى بر ضد مانويان به وجود آمده است - خيلى روشنتر ديده مىشود « 6 » ، ولى در اينجا مجال صحبت دربارهء آن نيست .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به :Kremer , C . G . I 59 .( 2 ) - در اين باره رجوع كنيد به :Schaeder in der RGG III 1968 f . ( Nr . 5 ) ; Carsten Colpe : Anpassung des Mani - chaismus an den Islam , in ZDMG 109 / 1 ( 1919 ) , S . 82 - 91 .( 3 ) - در غرب نيز كلمهء « مانوى » به مطلق « ملحد » گفته مىشد ، رجوع كنيد به :Henri Charles Puech und Andre Vaillant : le traite contre les Bogomiles de Cosmas le pretre , Paris 1945 , S . 310 . ( Travaux publ . par l'Inst . Et . Slaves 21 . )( 4 ) - رجوع كنيد به :Schaeder , Vollk . M . 199 f . und 199 , Anm . 4 ; 231 - 237 , 267 f .( 5 ) - رجوع كنيد به ص 282 از همين كتاب ؛ - و نيز :
( 6 ) - رجوع كنيد به :Louis Massignon , Halladj 161 ff . , 186 ff .