متضاد گوناگون و رفع اختلاف اديان ، دين ميانهگيرى به نظر مىرسيد ) آن را به سختى سركوب كردند . قطعا اين واقعيت نيز به آن افزوده مىشود كه دين مانى با وجود عقيدهء ثنويت خويش ، زردشتيان را كمتر تحت تأثير قرار داد ، هرچند كه نظر اين دو دين در مورد ريشه و اصل ثنويت در جهان باهم فرق داشت . - نظير اين امر نيز در مورد دين مسيح مشاهده مىشود : هنگامى كه مسيحيت در بين ايرانيان پيشرفت قابل اهميتى نمود به نظر ايرانيان ظاهرا كمتر ضرورى مىرسيد كه وجود حضرت مسيح و يا آراى اصحاب كشف و معرفت
Gnostiker )
) را در يك طرح فكرى جهانى و در نظامى از وحى و رسالتهاى پياپى منتظم سازند . - جاى اين احتمال هم هست كه زردشتيان اساس تعليمات مانى را بهمنزلهء تفسير غلط پارهاى از اصول عقايد دين خويش مثل آفرينش جهان و ثنويت ، كه به روشنى در مذهب زردشت پايهگذارى شده بود ، مىپنداشتهاند .
بدين ترتيب در آغاز دورهء اسلامى در ايران تقريبا صحبتى از مانويان در بين نبوده است . و اگرچه انقراض دولت ساسانيان موجب اين شد كه عدهء كثيرى از پيروان مانى از گريزگاههاى خود در آسياى مركزى دو مرتبه به بين النهرين مراجعت كنند ، ولى دوباره در اثر تعقيب سختى كه در تحت خلافت المهدى « 1 » ( 775 - 785 برابر با 158 - 169 هجرى ) و هم در زمان خلافت المقتدر ( 908 - 932
هامش
( 1 ) - طبرى رديف 3 ، صفحات 517 ، 519 ، 522 ، 549 ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 482 به بعد ؛ - جهشيارى ( كتاب الوزراء ) ، ص 182 ؛ - العيون و الحدائق ، ص 279 ؛ - مستوفى ( تاريخ گزيده ) ، ص 300 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، صفحات 24 تا 26 ؛ شهرستانى ( فهرست : 250 ) ، ج 2 ، صفحات 81 تا 86 ( برابر با شهرستانى - فهرست : 251 - ج 1 ، صفحات 285 تا 291 ) . - دربارهء مانويت ازمنهء متأخر در بغداد ( حدود سال 820 برابر با 205 هجرى ) رجوع كنيد به فهرست ابن نديم ص 338 ، و به :