- آيا به حق ؟ - به مسلك اشتراكى و مرام تودهاى منتسب ، و هنوز - با توجه به اينكه تمام رعاياى انقلابى نيز از آن پيروى مىكردند - در اطراف و اكناف بخصوص در خراسان تا مناطق تركنشين موجود بودهاند ، بعدا با تابعان فرقههاى ديگر در تماس آمده و شايد هم در پارهاى از مناطق باهم نشو و نما كردهاند « 1 » . در هر حال اظهار دقيقى در اين مورد ازاينرو مشكل است كه آنچه به ما رسيده بيش از اين اطلاعى به دست نمىدهد ؛ فقط در درجهء اول به اباحهء زنان كه در نظر مسلمانان سخت ناستوده بوده اشاره مىشود .
به عنوان « مزدكى مذهب » قبل از همه سنباذ نيشابورى ياد مىگردد ، او هم همانطورى كه ديديم در زمرهء پيروان ابو مسلم به شمار مىآيد . وى مدعى بود كه ابو مسلم به قتل نرسيده ، بلكه به صورت كبوترى سفيد درآمد و با مزدك و مهدى در حصارى از مس نشسته است « 2 » . ولى از تمام اين مطالب تنها اطلاع اندكى دربارهء عقايدى كه در اين نواحى شايع بوده ، به دست مىآيد ؛ و اشاره به اين مطلب كه در جنب مزدكيان نيز زردشتيان و شيعيان در اطراف سنباذ گرد آمده بودند « 3 » ، و نيز اشاره به اين امر كه در زمان وى نيز مانند آغاز قرن دهم ( چهارم هجرى ) تمايل و كوشش به سوى آزادى ايران از قيد اسلام و از سلطهء سيادت عرب موجود بوده است « 4 » ، فقط وجود جلوات و نمودهاى ناشى از اختلاط مذاهب و عقايد مختلف را ثابت مىكند ، همانطورى كه در مورد خرّمدينان نيز مشاهده مىگردد . بنابراين اگر در اين موارد نيز امر به اين منجر شده باشد كه پيروان فرقهاى به فرقهء ديگر گرويده باشند جاى تعجب نيست ، چنانچه نظير آن نيز در جاهاى مشابه ديده مىشود .
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به :Sadighi 197 f .( 2 ) - سياستنامه ، ص 182 به بعد ؛ - و نيز رجوع كنيد به فصل « زردشتيان و فرق متأثر از آنان » .
( 3 ) - رجوع كنيد به :Gunaltay , Selc . 72( 4 ) - ابن فضلان ( فهرست : 35 ) ، صفحات بيست و يكم به بعد ، و بيست و پنجم .