تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
ريشهء بودايى داشته‌اند ، « 1 » ولى با تمام اين احوال هنوز در آن موقع تمام سرزمين ايران به طور قاطع هوادار اسلام نبود ( مگر در بعضى از موارد ، آن هم فقط نسبت به مذهب رسمى تسنّن ) ؛ تنها در خراسان اين توجه عمومى به اسلام ديده مىشد ، ولى خراسان را نمىتوان با تمام ايران برابر دانست « 2 » . بديهى است كه سرزمينهاى ديگرى هم وجود داشته كه در آن ، ايمان قديمى به زودى مقهور اسلام گشته است ؛ در آذربايجان با وجود اينكه هنوز از آتشكدهء معروف قديمى در شيز ( شايد تخت سليمان واقع در جنوب شرقى درياچهء اروميه ) ( تا سال 943 ميلادى برابر 331 هجرى ) نگهدارى مىشد ، با اين وصف اين آتشكده ديگر مركزيّت مذهبى براى مردم نداشت « 3 » ، همچنين رى و نواحى ديگرى تا حدود اصفهان نيز به زودى به اسلام گردن نهادند « 4 » . در مقابل اين نواحى مذكور ، دو منطقهء مجزّا از هم ايران تا مدّتى مديد
هامش
( 1 ) - رجوع شود به فصل « دين بودا » از همين كتاب - هارلد والتر بيلىHarold Walter Bailey )كلمهء برمك را از واژه‌اى سانسكريتى ، « پرمخ » مشتق مىداند و اين كلمه در « ختن - سكايى » به صورت پرمك ، نام و نشان خانقاه اعلاى بودايى بوده است ، رجوع شود به :BSOAS X I ( 1943 / 6 ) , S . 2 .( 2 ) - اظهارات كريمسكى( Krymskyj 1 20 )مبنى بر اينكه حتى هنوز در قرن نهم و دهم ميلادى ( سوم و چهارم هجرى ) هم دين زردشت در خراسان و به طور كلى در تمام ايران پيروان بسيار زيادى داشته است ، مبالغه‌آميز مىباشد . ( 3 ) - ياقوت ( معجم البلدان ) ، ج 5 ، ص 325 به بعد ؛ - قزوينى ( عجايب ، فهرست : 52 ، آثار البلدان ) ، ج 2 ، ص 267 ؛ - ابن خردادبه ( كتاب الممالك و المسالك ، فهرست : 28 ) ، ص 119 ؛ - مسعودى ( مروج ) ، ج 6 ، ص 74 به بعد . - نيز مراجعه شود به : با اين مقالهء اخير عكسهاى خوب و فهرست منابع سودمندى ضميمه است .Widengren , Kulturbegegnung 80 - 86 .كلمهء « شيز » در زبان پهلوى « گنجك » و در لسان نويسندگان قديم « گنزك » مىباشد :Wikander 134 - 146 , 170 f .( 4 ) - هنوز در حدود سال 930 ميلادى ( 317 هجرى ) در نزديكى قم ، دهى با ساكنان زردشتى وجود داشته است : ابن حوقل ( كتاب المسالك ، فهرست : 33 ) ، ص 404 ؛ - تاريخ قم ، صفحات 88 تا 90 ( حجاج با آنان محاربه نمود و آتشكده‌هاى ايران را ويران كرد ) .
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 346 | برتولد اشپولر / جواد فلاطورى