اوضاع در سيستان در مورد خوارج تغييرى واقعى نيافت : زيرا اين ادّعا كه خوارج ( كه در آن هنگام در بين آنان نيز عدهء زيادى از عربها وجود داشتند « 1 » ) فقط يكمشت راهزن هستند ، با واقعيت تطبيق نمىكرد ، و بلكه برعكس گروه و دستههاى خوارج ( مثلا در معاملات ) به امانت زياد معروف بودند و اين امر بيشتر دلالت بر صداقت ايمان آنان مىكرد تا بر آن شايعه « 2 » ، ولى با اين وصف ، تضاد مذهبى آنان با ساير دستههاى مسلمان از قرار معلوم بهقدرى زياد بوده كه وقتى يعقوب بن ليث با برادرش بر ضدّ « 3 » آنان به پيكار برخاست ، اهميّت و تكريم وى در نظر مردم افزايش يافت ، و اين امر ، براى وى جمعآورى سپاهى بزرگ و بر اثر آن پايهريزى قدرتى را ممكن ساخت . توجه يعقوب به زودى از خوارج منصرف گشت ، و همين باعث شد كه بسيارى از خوارج ( عدّهاى يقينا بدون از دست دادن عقايد دينى خود ) به لشكريان يعقوب بپيوندند ، و بدين وسيله سپاه يعقوب را به اندازهء معتنابهى بزرگ و نيرومند سازند « 4 » . با وجود اين ، به طور حتم در آن سنوات تعداد معتقدان خوارج تا حدّ زيادى تقليل يافته است ، اما به كلى از بين نرفتهاند « 5 » ، بلكه حتى در آغاز قرن دهم ميلادى ( چهارم هجرى ) به طور رسمى با صفّاريان متّحد گشتند ، « 6 » و سپس در طى قرون آينده آثار آنان به كلى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان ، ص 168 ( در سال 809 ميلادى برابر 193 / 194 هجرى ) .
( 2 ) - ياقوت ( معجم البلدان ) ، ج 5 ، ص 38 ( بنا به نقل اصطخرى در تحت كلمهء سيستان ) . - از نظر تاريخ مذاهب ، اين طرز رفتار خوارج نظير آن چيزى است كه ماكس و بر( Max Weber )در مورد فرقهاى در آمريكا ذكر مىكند :Grundriss der Sozialokonomik III : Wirtschaft und Gesellschaft , 2 . Aufl . , II ( Tubingen 1925 ) , S . 813 f .( 3 ) - اصطخرى ، ص 246 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 65 .
( 4 ) - ابن خلكان ( فهرست : 110 ) ، ج 4 ، ص 302 . - و نيز رجوع كنيد به :Krymskyj I 51 f .( 5 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 22 به بعد ( سال 911 / 912 ميلادى برابر 299 هجرى ) . - و نيز رجوع كنيد به پاورقى شمارهء 2 صفحهء قبل .
( 6 ) - رجوع كنيد به صفحات قبل فصل « اوج قدرت سامانيان » .