تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
قومس ( 697 / 698 ميلادى برابر با 79 هجرى ) با خليفهء خود از پا درآمدند ، و بدين ترتيب اين فرقه از خوارج به كلى براى هميشه نابود گشتند « 1 » . ولى ساير گروه خوارج به حيات خود ادامه مىدادند ، و گاهى نيز مزاحمت زيادى براى امويان و صدر سلسلهء عباسيان فراهم مىآوردند . تا اينكه پس از شكست قيام بزرگ خود در عراق ( سال 746 / 747 برابر با 129 هجرى ) نيز از راه حلوان به اهواز و فارس فرار نمودند ؛ و رهبر آنان هم ، كه يك شهزادهء اموى بود ، از راه دريا به سند گريخت « 2 » ، ولى به مرور زمان معلوم شد كه جنوب ايران نيز آمادگى براى قبول و رسوخ عقايد خوارج ندارد ، و سپاهيان دولت توانستند خوارج را ، كه مردم اغلب مسلمانشان به حساب نمىآوردند « 3 » تعقيب و نابود گردانند . و اگرچه همين خوارج گاهگاهى همراه با سنّيان بر خلاف دشمنان اسلام مىجنگيدند ( مثلا سال 701 ميلادى برابر با 82 هجرى ، بر ضد تركان « 4 » ، ) و در سال 747 / 748 ميلادى « 5 » برابر با 130 هجرى نيز همراه با عباسيان بر ضدّ امويان پيكار نمودند ، ولى اين امر نتوانست موجب نزديكى عقايد خوارج با سنّيان بگردد . در عين حال و با تمام اينكه اين وقايع براى ملّت ايران اهميت ناچيزى داشته است ، عقايد خوارج تا مدتى خود را در اين سرزمين حفظ نمود . مركز آنان قسمت سرحدّات شرقى خراسان ( در آنجايى كه قيام بزرگ خوارج كه از سال 791 / 792 تا 828 / 829 ميلادى برابر 175 تا 213 هجرى به طول انجاميد و به دست يكى از موالى از ايرانيان به نام حمزة بن عبد الله شارى آزرك رهبرى
هامش
( 1 ) - ابن اسفنديار ( تاريخ طبرستان ) ، ص 101 و 104 به بعد . ( 2 ) - رجوع كنيد به :Wellhausen , Opp . 40 f .( 3 ) - طبرى رديف 2 ، ص 1977 ؛ - و نيز رجوع كنيد به :Wellhausen , Opp . 51 .( 4 ) - حدود العالم ، ص 125 . ( 5 ) - ابن الاثير ، ج 4 ، ص 182 .