كمتر با احساساتى كه بدويان براى قوميّت خود داشتند و با كوششى كه براى پاك نگهداشتن خون عربى مىكردند ، سازگار به نظر مىرسد . بلكه اين فرقه بيش از همه به دست ساكنان دو شهر بزرگ بصره و كوفه به وجود آمد و ساخته و پرداخته شد : بدين معنى كه از ديرزمانى در اين دو شهر عربها ، آراميها ، ايرانيها و ساير اقوام با يكديگر زندگى مىكردند و ازاينرو ، در زمينهء تعيين ، ارزشهاى مذهبى و مراتب و درجات ناشى از دين ، به خوبى مىتوانست در اينجا تبليغاتى در مورد بىاثر بودن نژاد و ملّيت مثمر ثمر واقع گردد .
و واقعا نيز در همين نقاط بوده است كه ايرانيان به اين فرقه گرويدهاند « 1 » ، و بنابراين بدون علّت هم نبوده كه خوارج هميشه پس از شكست مكرر خود در جنوب بين النهرين ( در سال 658 ميلادى برابر 37 / 38 هجرى ، در نهروان ، و در ماه مهء سال 686 ميلادى برابر 66 هجرى در سلّى و سلّبرى ، و پس از قيام سال 746 / 747 ميلادى برابر 129 هجرى در موصل ) پيوسته به سرزمين ايران عقبنشينى مىكردهاند ، و در سال 658 ميلادى برابر 37 / 38 هجرى بخصوص نواحى اهواز ( خوزستان ) و فارس مطمحنظر آنان گشت و در آنجا متوطن شدند « 2 » . پس از مرگ ابن ازرق مؤسس فرقهء مخصوصا افراطى و خطرناك ازرقيّه ( در جنگ دولاب واقع در نزديك رود دجيل در اواخر 684 و اوايل 685 ميلادى برابر 65 هجرى ) ، تمام جنوب ايران ، در جنگهايى كه متعاقب آن سالهاى متمادى به وقوع پيوست ، از طرف خوارج متزلزل گشت . از آن گذشته ، گاهگاهى نيز نواحى اصفهان و كرمان كاملا در تحت قدرت آنها درآمده است و از آنجا اقدام به لشكركشى به نقاط ديگرى تا شهر رى نمودهاند . در اينجا
هامش
( 1 ) -Goldziher , 'Arab . 138 f .( 2 ) -Wellhausen , Opp . 9 , 24 , 28 , 30 f . ; Muller I 330 ; wiet 103 .