اساس طرز تصور ايرانيان از دولت و حكومت و سيادت قرار نگرفته بود ، ولى چيزى كه بود درست ايرانيان پيروان بسيار جدى و معتقد اين افكار و هدفها گشتند و سپس - حتى در خارج محيط سرزمين ايرانىنشين - با طرز تفكر و عقيدهء خود دربارهء « فره » « 1 » قرين ساختند و برابر يافتند .
بدين ترتيب ايرانيان در وسط قرن هشتم ميلادى ( قرن دوم هجرى ) بانيان آن انقلاب بزرگ سياسى و فكرى گشتند كه به اسلام سيماى ديگرى بخشيد ، و در اثر آن ايرانيت واقعا در آن زمان با عربيت برابر گشت ، بلكه حتى گاهى تا به مقام برتر از عربيت رسيد « 2 » و خراسانيان نيز نسبت به اينكه « مجاهدان در راه دين » شده بودند كم فخر و مباهات نمىكردند تا به جايى كه جغرافىدان معروف « 3 » نيز چارهاى جز اينكه رجحان اين منطقه و ساكنان آن را ذكر كند نمىبيند . همچنين اخبار زيادى نيز دربارهء اهميت مردم اين منطقه از زبان پيغمبر نقل مىشد « 4 » ( در جنب اين احاديث نيز طبعا خبرى وجود داشت كه خراسانيان را بلاى ساير مسلمانان به حساب مىآورد ) « 5 » .
بديهى است كه در تمام اين موارد ، مذهب و سياست سخت به هم آميخته بود ، حتى در زمان سيادت بنى اميه رجال رهبر مكرر مىكوشيدند كه جنبشهايى
هامش
( 1 ) - « فر ، فره ، خره ، فروغى است ايزدى ، به دل هركه بتابد از همگنان برترى يابد . . . و نيز از نيروى اين نور است كه كسى در كمالات نفسانى و روحانى كامل گردد و از سوى خداوند به پيامبرى برگزيده شود . » فرهنگ فارسى ، دكتر محمد معين ، ج 2 ، ص 2493 ( م ) . نيز رجوع كنيد به :
( 2 ) - رجوع كنيد به فصل « حس مليت » از همين كتاب .
( 3 ) - مقدسى ( كتاب احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم ) ، ص 293 ؛ - رجوع كنيد به ابن الاثير ، ج 5 ، ص 142 ، 149 .
( 4 ) - مقدسى ( كتاب احسن التقاسيم ) ، ص 293 به بعد ؛ - رجوع كنيد به :Arent Jan Wensinck : A handbook of early Muhammadan tradition , Leiden 1927 , S . 184 r . ( s . v . Persia ) .( 5 ) - يعقوبى ( بلدان ) ، ج 3 ، ص 408 .