تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
مبالغ كثيرى از پول نقد و اشياى گرانبها به غنيمت به چنگ آورد ، خليفه نيز حكومت عماد الدولة را پس از اعلام وفادارى وى ، به رسميت شناخت . در اين ميان مرداويچ دوباره اصفهان را به تصرف آورد و برادر خود وشمگير را به عنوان حاكم به رى فرستاد . مقارن آن كرمان در جزء متصرفات نصر سامانى درآمد « 1 » ، ولى به زودى ناگزير شد آنجا را دوباره به ماكان واگذار كند « 2 » . در نتيجهء اين حوادث سالهاى 932 / 934 ميلادى برابر 320 تا 322 هجرى دوباره خليفه سيطره و قدرتى را كه پس از سقوط صفّاريان كم‌وبيش در ايالات غربى ايران به دست آورده بود ، از دست داد . اما اين وضع در به دو امر به نظر خليفه آن قدر خطرناك نمىآمد ، زيرا وى اميدوار بود كه سرانجام دسته‌هاى مختلف و متخاصم متقابلا ضعيف شده كشور را دوباره رها خواهند نمود . به علاوه ياقوت ، حاكم سابق فارس هم كه در معرض تهديد قرار داشت ، توانسته بود در اين ميان لااقل حكومت خود را در اهواز مستقر سازد . « 3 » گذشته از اين جهات ، كشمكش و نزاعى ميان مرداويچ و آل بويه پيش‌بينى مىشد ؛ هرچند از طرف ديگر آل بويه پس از تصرف خوزستان شرقى از طرف مرداويچ ( تصرف رامهرمزد در 14 سپتامبر 934 برابر اوّل شوال 322 هجرى ) ، خود را ( به شرط بريدن از خليفه ) تابع وى قلمداد كردند . « 4 » در همين هنگام بدبختى به مرداويچ رو نمود : يعنى حس ايران‌دوستى شديد وى كه به طرح نقشه براى تسخير بين النهرين و احياى مجدّد امپراتورى ايران منتهى مىشد ، حس نفرت شديدى در وى بر ضد بردگان ترك - حتى تركانى كه به عنوان افسر در سپاه او خدمت
هامش
( 1 ) - حمزهء اصفهانى ، ص 154 ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، صفحات 86 تا 88 . ( 2 ) - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 1 ، صفحات 275 تا 284 و 295 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 97 . ( 3 ) - ابن مسكويه ( تجارب الامم ) ، ج 1 ، صفحات 301 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 91 ؛ - تنوخى ( الفرج بعد الشدة ) ، ج 1 ، ص 55 . ( 4 ) - ابن الاثير ، ج 8 ، ص 90 به بعد .