بود به مرگ ناگهانى درگذشت و شايد هم در اثر سم از پا درآمد ، چون حتى در اين موقع نمىخواستند اعدام وى اثر نامطلوبى در مردم بنمايد ، ولى با تمام اين احوال جسد وى را به دار آويختند ( 26 / 5 / 841 ميلادى برابر شعبان 226 هجرى ) « 1 » .
با اين عمل كوششهاى استقلالطلبانه در ايران ( همچنين در فرغانه ) كه در عين حال يا به طور كلى مخالف اسلام و يا بر ضد تسنن صورت مىگرفت تا مدتى خاموش گشت « 2 » . و از قرار معلوم نيز بعدا اين قبيل افكار تعقيب نشد :
زيرا شورش ( كردها ) « 3 » در فارس ( همزمان با جنبش خوارج در بين النهرين ) به سال 845 / 846 ميلادى ( برابر با 231 هجرى ) « 4 » ، و طغيان محمد بن بعيث ( كارمند فرارى حكومت ) در سواحل درياچهء اروميه ( كه مقرّش در شبه جزيرهء شاهى بوده ) ، و در مرند ( به سال 849 / 850 ميلادى برابر 235 هجرى ) كه تازه هشت ماه بعد ، يعنى پس از محاصرهء قلعهء آنجا ، سركوب شد « 5 » ، و علاوه بر اينها قيامهاى متعاقب آن به رهبرى يكى از بستگان ابن بعيث در فارس ( سال 850 - 851 ميلادى برابر 236 هجرى ) « 6 » و سرانجام نبرد با گروه نيرومند ( گدايان يا ) ژندهپوشان ( صعاليك جمع صعلوك ) - ولگردان و يا بهتر بگوييم دستههاى راهزن - در جبال و مازندران ( در 29 ژوئيه سال 867 ميلادى برابر 23 رجب
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 1315 تا 1318 ؛ - العيون و الحدائق ، ص 392 به بعد و 404 به بعد ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 583 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، ص 176 ؛ - رجوع شود به فصل « زردشتيان » از همين كتاب ، و نيز به :Browne I 330 - 336 ; Herzfeld , Sam . VI 146 - 153 ; Sadighi 287 - 305 . - Semirnova 362 f .( 2 ) - رجوع كنيد به :Wilh . Barthold in der E I , II 66 .( 3 ) - رجوع شود به فصل « وضع ايران از نظر زبان » از همين كتاب .
( 4 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص ، 135 ؛ - ابن الاثير ج 7 ص 8 .
( 5 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 1379 تا 1383 و 1387 ؛ - ابن الاثير ، ج 7 ، ص 14 و 16 .
( 6 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1405 ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 596 ، - اصطخرى ، ص 142 به بعد .