سال 253 هجرى ) « 1 » ، همهء اين طغيانها و نبردها تأثيرات حوادث محلى بود و تنها علل سياسى ( در شورش كردها نيز علل اقتصادى ) موجود در همان زمان آنها را به وجود آورده است ( نه علل مذهبى و نه ملى . م ) .
در اين بين مسئلهء استقلال شمال شرقى ايران براساس نظم اجتماعى موجود تا آن زمان با حفظ مذهب تسنن به خوبى پيشرفت مىكرد . به اين معنى كه در اين نواحى براى دهسالهها و بلكه صدسالههاى بعد صورت و شكلى به وجود آمده بود كه به موجب آن ، ايرانيّت توانست در لواى اتحاد صورى و اسمى با خلافت شكفتگى و ترقّى تازهاى به دست آورد . خلفا در اين نواحى مخصوصا به سبب اختلاف ميان خليفه معتصم و عبد الله ) « 2 » فقط يك حق توشيح و تأييد اسمى داشتند « 3 » : يعنى همينكه عبد الله نيرومند كه به علوم و ادبيات نيز علاقه داشت ( و اندكى قبل از مرگ خود تجاوزات يكى از عمّال را در نيشابور كه بر ضد ساكنان آن علم زورگويى و ظلم و ستم را برافراشته بود ، دفع نمود ) در روز بيست و چهارم دسامبر سال 844 « 4 » ميلادى در همين شهر وفات يافت ، پسرش
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1686 به بعد ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 594 . - رجوع شود به فصل « مشاغل و مناصب مختلف » و نيز به .Vald . Minorsky in der E I , III 290( 2 ) - گرديزى ( زين الاخبار ) ، ص 7 ؛ - عوفى ( جوامع الحكايات ) ، ص 157 ، شمارهء 463 .
( 3 ) - رجوع كنيد به فصل « وضع حقوقى حكومت ايران نسبت به دستگاه خلافت » از همين كتاب .
( 4 ) - به نقل حمزهء اصفهانى : دهم ربيع الآخر سال 230 هجرى برابر با 25 دسامبر 844 ، ولى چنين روزى چهارشنبه بوده است نه پنجشنبه ( طبق آن تاريخ در متن تغيير داده شده است ) . - در مقابل اين قول ابن اثير يازدهم ربيع الاول سال 230 هجرى نقل مىكند كه بر روز چهارشنبه - ولى نه بر روز دوشنبه - تطبيق مىكند ؛ - تاريخ سيستان ، ص 190 ، از روز دوم ربيع الآخر گفتگو مىكند كه آن هم روز چهارشنبه ( 17 دسامبر 844 ) است نه روز يكشنبه .
عبد الله بهطورى نيك و باعدالت بود كه قبر وى زيارتگاه و محل عرض حاجات گشت :
سياستنامه ، ص 43 .