نتيجه وضع او بسيار خطرناك شده بود . افشين در انديشه بود كه به سوى ارامنه و خزرها بگريزد و آنان را به جنگ تحريك نموده و به كمك ايشان به سرزمين موروثى خويش اسروشنه برگردد ؛ ولى موفق نشد : « 1 » چه اينكه به عللى كه كاملا آشكار و مشخص نيست ، سرانجام ناگزير گشت خود را در اختيار خليفه بگذارد ، در آنجا به جرم خيانت به معتقدات اسلامى به زندان افتاد « 2 » .
دليل جرم وى را اين مىدانستند كه جزء مستملكات او نوشتههاى الحادى ( شايد بودايى ؟ ) و تصويرى مزيّن به جواهر ديده شده است ( و اين امر خود بر خلاف احتمالى است كه دربارهء زردتشتى بودن وى مكررا اظهار مىشود ) .
ليكن به هر جهت نمىتوان قضاوت نمود كه تا چه اندازه تمام اين اقوال ( تقريبا حتى در منقولات اروپايى ) ساختگى مىباشد . و از كجا معلوم است كه حقيقتا منظور مخالفين تنها رسوا نمودن اين فرد خدمتگزار و پيروز بر پاپك نبوده است ؟ تا اينكه ( در واقع به سبب ارتباطش با مازيار ولى در ظاهر ) به بهانهء اين علل ، بدون روبرو شدن با مخالفت افكار عمومى ، بتوانند بر ضد او اقدام كنند . به همين ترتيب نيز ادعايى كه بر ضد او مىشد ، مبنى بر اينكه هدف وى احيا و برقرارى قدرت ايران كهن در مقابل عربها و تركان بوده است - اگرچه در آن زمان ديگر اين نوع كوششها براى ايرانيان مطرح نبود - شايد اتهامى است كه از طرف حكومت اظهار مىشده ، تا بدين وسيله ساير حقايق را بپوشانند ، و قبل از هر چيز نفوذ سياسى و نظامى خطرناك وى را از بين ببرند و ثروت او را غصب نمايند . در هر صورت افشين پس از مدت مديدى كه در زندان
هامش
( 1 ) - نسبت به اين عقيده كه تمام اين برنامهها را فقط طبرى از خود ساخته است ( آنطورى كه صديقى ، ص 293 و پاورقى 4 ، معتقد است ) نمىتوانم تصميم بگيرم . به چه دليلى نبايد خود افشين چنين برنامههايى را در سر پرورانيده باشد ؟
( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 1034 ؛ - اغانى ( بولاق ) ، ج 7 ، ص 154 ؛ - ابن الاثير ، ج 6 ، صفحات 173 تا 175 .