تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
ابو مسلم را تمثال ذات حق مىپنداشتند . و اگرچه نمىتوان تمايل و عكس العمل ابو مسلم را نسبت به اين مسئله از روايات موجود صريحا معلوم ساخت ، و اگرچه وى نيز عقيدهء خود را به جهات سياسى در پس پردهء خفا نگاه مىداشت ، ولى در عين حال ، اين اوضاع مىبايست عباسيان را متوجه خطر نگران‌كننده‌اى براى قوام و اعتبار خويش ساخته باشد . علاوه بر اين عباسيان توانستند در رفتار اين فدائيان دلباخته ، كه ظاهرا به زودى ( در سالهاى 753 تا 755 يا 758 / 759 ميلادى برابر 136 تا 138 يا 141 هجرى ) خود را با نيرومندى در بين النهرين آشكار ساختند ( اينان « راونديه » - منسوب به كلمهء راوند در نزديكى كاشان ؟ بودند ) ، دريابند كه دايرهء هيجان مذهبى هريك از اين محافل در آن موقع تا چه حد وسعت دارد ، و همين خود علت شد كه راونديان را بدون بيم و هراس از ميان برداشتند « 1 » ، زيرا در اينكه هر دو مؤسس اين سلسله فقط نظر سياسى داشتند ، شكى نيست . بدين ترتيب عباسيان به زودى براى از بين بردن نفوذ ابو مسلم به اقداماتى توسل جستند . در اين ميان ابو مسلم به سوى كاش پيشرفت و حكمران آنجا را معزول ساخته و برادر وى طاران را ( كه يقينا از جان‌نثاران وى بود ) به جاى او به حكمرانى نشانده بود و همچنين با سغديان جنگ كرده و حكمران جديدى براى ايشان تعيين نموده و به وسيلهء اردوكشى به بخارا ، و يا اينكه لشكركشى از بلخ به آمل از راه ترمذ ، شريك بن شيخ و زياد بن صالح را كه طغيان كرده بودند ( 752 / 753 برابر با 135 هجرى ) سركوب كرده ، ايشان را
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 129 ؛ - دينورى ، ص 373 ؛ العيون و الحدائق ص 209 به بعد ، و 227 تا 229 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 187 ؛ - ابو الفداء ، ج 2 ، ص 12 ؛ نيز رجوع شود به : سمعانى ( كتاب الانساب ، عكس از خطى ) ، ص 245 ؛ و فصل « سنيان » از همين كتاب ؛ و :Browne I 315 f . ; Friedlander II 121 - 124 ;