تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
و مقتول گرديد « 1 » ، تمام ايران زير چنگال اين حزب نيرومند قرار گرفت و براى پيشرفت از شهر زور به سوى خانقين و بين النهرين از ميان زاگرس به هيچ روى نگرانى وجود نداشت . تازه در اين موقع بود كه خليفه مروان با قشونهاى مقيم سوريه و جزيره براى مقابله با شورشيان از حرّان حركت كرد . مروان از روى دجله تا « زاب بزرگ » آمد درحالىكه قحطبه در نزديكى عكبرا از دجله گذشت و تا انبار در كنار فرات پيش روى نمود و در طى اين اقدام بسيار عجولانهء اين سردار شجاع با يكى از لايق‌ترين فرماندهان خود پيش از موقع به آغوش مرگ رفت « 2 » . اما بر خلاف انتظار اين حادثه موجب هيچ تغيير وضعى نشد ، بلكه همين‌كه مروان دوم در جنگ ده روزه ( از 16 تا 25 ژانويه سال 750 ميلادى برابر با 2 تا 11 جمادى الثانى 132 هجرى ) نزديك زاب بزرگ « 3 » شكست خورد و مجبور شد به جانب مغرب فرار كند « 4 » ، و همين‌كه آخرين كارمندان حكومت امويان در فارس به زور از كار بر كنار شدند و در آنجا پس از بروز عدم لياقت يكى از شاهزادگان عباسى ، حاكم مورد اعتمادى تعيين گشت « 5 » ، ديگر رأى قطعى دربارهء خلافت امويان در مشرق و هم دربارهء سرنوشت آيندهء كشور ايران صادر گرديد . اعلام سيادت عباسيان به قيادت
هامش
( 1 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 9 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 139 ؛ - نيز رجوع كنيد به صفحهء قبل . ( 2 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 10 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 150 به بعد . ( 3 ) - رجوع كنيد به :Ernst Honigmann in der E I , IV 1278( 4 ) - طبرى ، رديف 3 ، صفحات 38 تا 42 ؛ - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 413 به بعد ؛ - ثعالبى ( غرر السير ، خطى ) ، ص 139 به بعد ؛ - مسعودى ( مروج ) ، ج 6 ؛ ص 73 ؛ - دينورى ، ص 363 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، صفحات 156 تا 158 ؛ - السمعانى ( فهرست منابع ، شمارهء 232 ) ، ج 2 ، ص 108 و 110 ؛ - و نيز :Leontios 123 ; Stefan As . 161 f . ; Elias 106 ; Michael 471 f .اطلاع بر اين حوادث نيز تا به چين - كه در آن زمان ( سال 751 ؛ رجوع كنيد به صفحات بعد ، حوادث پس از سال 750 ) عميقا با مسلمانان در تماس بودند - پيش رفت :T'ang - schu 3614 / 4 ; Franke III 399 f .( 5 ) - طبرى ، رديف 3 ، ص 71 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 166 و 168 .