نبود « 1 » و سرانجام در سال 741 ميلادى ( مطابق 123 / 124 هجرى ) قرارداد صلحى مناسب به حال آنان تأييد شد ، بهطورىكه حتى ايشان در صورت تمايل مجاز بودند از اسلام روى برتابند و اسراى اسلامى را در نزد خود نگاه دارند « 2 » .
زور و اجبار حكومتى امويان بيهوده مىكوشيد تا در خراسان تبليغات نهضت عباسى را با تفتيش ، استنطاق ، تعقيب ، توقيف و قتل « 3 » و همچنين با انواع نيرنگها از بين ببرد ، اما مبلغان كه برطبق روايات معتبر شرقى اغلب به لباس بازرگانان انجام وظيفه مىكردند ، هميشه به خوبى مىدانستند كه چگونه خود را از دست اين نيرنگها رها سازند « 4 » . چنان كه سرانجام نيز تمام اين اقدامات - با وجود توفيقى كه گاهگاهى در برانداختن برخى از كانونهاى تبليغاتى عباسى حاصل مىشد - بىنتيجه ماند ، زيرا علل اصلى نارضايتى كه يكى از آنها بىاعتنايى به مقررات اسلامى از طرف خلفا و پيروانشان ، و ديگرى استيلا و ترجيح اشراف عرب بود ، مرتفع نمىشد و اصولا در اوضاع و شرايط بنا و سازمان اجتماعى امپراتورى امويان ، نيز اين علل به هيچ روى مرتفع شدنى نبود .
بنابراين هنگامى كه نفوذ خلافت دمشق در نتيجهء اختلافات و كشمكشهاى داخلى عملا در خراسان از بين رفت ، تمام شرايط و مقدمات سقوط و اضمحلال
هامش
( 1 ) - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 56 و 58 . - در اين باره رجوع كنيد نيز به :Gibb . Cocq . 59 - 91 ; Sadighi 36 - 38 .در مورد جنگهايى كه در آذربايجان و ارمنستان به وقوع پيوسته ( سال 722 104 ) رجوع شود به : العيون و الحدائق ، ص 75
( 2 ) - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 1717 تا 1725 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 92 . و نيز :Barthold , Turk . 192( 3 ) - سال 725 / 726 ( 107 هجرى ) : طبرى ، رديف 2 ، ص 1488 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 51 ، - در روز 23 مارس 728 ( 109 ) : طبرى ، رديف 2 ، ص 1492 ، 1560 ، 1586 تا 1588 ، 1639 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 53 .
( 4 ) - 721 ( 102 / 103 ) : طبرى ، رديف 2 ، ص 1434 ؛ - اغانى ( قاهره ) ، ج 7 ، ص 56 ؛ - العيون و الحدائق ، ص 62 ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 38 . - سال 727 / 728 ( 109 ) : دينورى ، ص 337 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 53 - .
سال 735 ( 117 ) : ابن الاثير ، ج 5 ، ص 69 ؛ - و نيز :Gafurov 149 - 155 .