امويان آماده گشت . در اين موقع نصر بن سيّار كه از سال 738 ميلادى ( مطابق 120 هجرى ) حكومت آنجا را در دست داشت ، از طرف دمشق فراخوانده شد و پس از اطلاع از قتل وليد دوم از رفتن بدانجا امتناع ورزيد و به محل خود بازگشت ( سال 743 ميلادى ، مطابق 125 هجرى ) ؛ « 1 » و هرچند وى دستور اعدام يكى از مدعيان علوى ( يحيى بن زيد ) « 2 » را اجرا كرد « 3 » ، ولى پس از آن سلاح به دست مانع از آن شد كه فرماندار جديد الانتصاب يعنى منصور بن جمهور حكومت را تحويل بگيرد ، و بدين وسيله عملا خودش را از دستگاه خلافت جدا ساخت « 4 » . اما نتوانست از شر كسانى كه با تقسيم خزانهء عمومى به جلب ايشان مىكوشيد ، محفوظ بماند . در اين ميان جديع بن على ازدى كه به مناسبت زادگاهش كرمانى ناميده مىشد ، رهبرى ناراضيانى را كه در بازارها اغتشاش و بلوا مىكردند پذيرفت و به زودى نزاع سياسى به نزاع قبيلهاى مبدل گشت .
ولى در عين حال خصلت سنوات اخير خلافت امويان اين بود كه انگيزههاى اين مبارزات هميشه در درجهء اول صبغهء سياسى ( و دينى ) داشت و اختلافات قبيلهاى رفته رفته در درجهء دوم قرار گرفت . يمنىها و نيز ربيعه و ازد ، در تحت رهبرى كرمانى بر ضد نصر كه قبيلهء مضر حمايتش مىكرد « 5 » ، با يكديگر متفق گشتند ، اما از آنجايى كه نصر اصولا با كرمانى دوست بود ، در اين هنگام هم كه كرمانى در دست وى گرفتار شد ، با وجود فشار اطرافيانش ، او را نكشت ، بلكه
هامش
( 1 ) - بلاذرى ، ص 429 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 99 . - دربارهء نصر ، رجوع كنيد به :Karl V . Zettersteen in der E I , III 943 - 945 .( 2 ) - « زيد » امام پنجم فرقهء زيديه است كه به نام وى خوانده مىشوند .
( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 397 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 99 به بعد .
( 4 ) - طبرى ، رديف 2 ، صفحات 1855 تا 1858 ؛ - العيون و الحدائق ، ص 105 به بعد ؛ - ابن الاثير ، ج 5 ، ص 110 .
( 5 ) - نام « نزار » كه گاهى ( بطور مقسم ) به كار ، فقط به اين گروه مربوط است ، زيرا ربيعه از كرمانى حمايت مىكرد ( رجوع كنيد به : ابن الاثير ، ج 5 ، ص 128 ) .