( 1 ) دستههاى نشانيد و از آن سمت شط به اين سمت فرستاد .
بيش و كم سيصد نفر از سپاه او بدين ترتيب از شط « دجيل » گذشتند .
او با مغيره در برابر هم قرار گرفتند .
مغيره بسپاه خود مىگفت :
- مگر نمىخواهيد بجنگيد ؟
سپاه مغيره آمادهى جنگ شد .
من بخازم نگاه ميكردم .
او با دست خود ريشش را دانه دانه مىكند و به زبان فارسى مىگفت :
- جنگ نكنيد .
- او با زبان فارسى نفرات خود را از جنگ باز ميداشت .
دستههاى ديگرى از نى آماده شد .
اين بار پانصد نفر توانستند از شط بگذرند .
من يك تن از اين پانصد نفر بودم كه در بار دوم از نهر گذشته بودم .
نيروى مغيره در حدود هزار تن مرد مبارز بودند كه در برابر ما صف آراسته بودند .
ولى ما در زمان كوتاهى توانستيم مغيره را در همان بشكنيم .
شبيب بن شبه ميگويد :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 56
مساهمون: جواد فاضل
ص٥٦