( 1 ) با مغيره « مبعوث ابراهيم » در اهواز چند روزى بسر برديم .
به ما خبر دادند كه خازم خزيمه بر سر ما سايه انداخته است مغيره با نيروى خود بر ساحل « دجيل » اردو زد و به حزيم بن عثمان فرمان داد كه پل را قطع كند .
و بعد دستور داد كشتىها را از ساحل شط جمع كنند و همه را از ساحل شط جمع كنند و همه را تحت نظر بگيرند .
گمان برديم كه اصلا در سواحل اين شط كشتى نيست .
اما خازم بن حزيمه . به دهكدهاى كه مال قبيلهى هجيم بود و « قرقوب » ناميده ميشد اردو زد .
ميان آن دهكده و اهواز بيش از يك فرسنگ راه نبود .
نيروى خازم در آنجا به دوازده هزار نفر سواره « سواى پياده » ميرسد مغيره در برابر يك چنين نيرو فقط پانصد نفر سرباز در اختيار داشت .
پيادگان را به پشت اردو جا داد و عفو اللَّه بن سفيان را بجاى خود در اهواز گذاشت و آمادهى نبرد شد .
خازم بن جزيه به طلب كشتى فرستاد تا از دجيل بگذرد هر چه گشتند از كشتىها نشانى نديدند .
مردى گفت :
- به من كمك نظامى كنيد تا براى شما كشتى تهيه كنم .
اين مرد با گروهى سپاه كه حمايتش مىكردند در دهكدهاى
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 54
مساهمون: جواد فاضل
ص٥٤