( 1 ) بنام « دارقطن » ( نزديك جندىشاپور ) چند دستگاه كشتى تهيه كرد و شبانه باردوى خازم رسانيد .
و بدين ترتيب نيروى خازم بن خزيمه از شط دجيل گذشتند .
سپيده دميد .
على بن سويد مىگويد :
وقتى روز روشن شد مغيره خود را در برابر دشمن يافت .
آن روز يكشنبه بود .
باد مخالف بر اردوى دشمن ميوزيد .
صفوف ما آراسته شد . ناگهان باد از طرف دشمن به طرف ما دامن كشيد .
خازم بن ابى حزيمه لشكر خود را آراست و مغيره هم در مقابل به صف آرائى پرداخت .
عصب بن قاسم را بر ميمنهى سپاه و ترجمان بن هريمه را بر ميسره گماشت و خود در قلب سپاه ايستاد .
در اين هنگام عقابى بال كشان بر بالاى سر ما پرواز كرد و قار قار منكر خود را براى ما سر داد .
من اين پيش آمد را بفال بد گرفتم .
عمر بن ضحاك ميگويد .
خازم بن خزيمه هر چند پى گشتى گشت كشتى بدست نياورد .
بالاخره بدستههاى نى را بهم بست و نفرات خود را روى آن
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 55
مساهمون: جواد فاضل
ص٥٥