( 1 ) آورد و بوسيلهى اين ذخيره هنگفت تجهيزات نظامى تهيه ديد و نيروى خود را تقويت كرد . و ماليات را پنجاه پنجاه تعيين فرمود .
مردم از اين طرز ماليات خوشنود بودند مىگفتند خمسون و الجنة حكم بن بندويه مىگويد :
مغيره بن فزع « فررز هم مىگفتند » از طرف ابراهيم والى اهواز شده بود . والى اهواز از طرف ابو جعفر منصور محمد حصين بود .
دو فرسنگ مانده به اهواز . در كنار نهرى كه از شهر « فرخ » مىگذشت اين دو حريف همديگر را دريافتند .
مغيره بر محمد بن حصين حمله كرد و او را تا « اهواز » عقب راند .
محمد به اهواز رفت و مغيره هم همچنان تعقيبش مىكرد تا بالاخره به « صيارفه » رسيدند .
در اين هنگام مغيره به مسجد رفت . و بر منبر نشست .
طرفداران محمد بن حصين ويرا هدف تير قرار دادند .
او از منبر فرود آمد و از نو به جنگ پرداخت و محمد بن حصين را تا در خانهاش و از آنجا تا دم پل تار و مار ساخت .
ابن حصين از دست مغيره شكست خورد . به پل هندوان رسيد .
در آنجا ايستاد و پسرش حكم را دستور داد كه با مغيره به جنگند .
بالاخره شب رسيد و محمد بن حصين از دست مغيره در هم شكست و نيرويش پراكنده شدند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 52
مساهمون: جواد فاضل
ص٥٢