تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
( 1 ) پس از سه سال آزادى در آزادى به مرض آبله درگذشت . احمد بن ابى طاهر ميگويد : - يك شب با محمد بن صالح در منزل دوستى مهمان بوديم . شب از نيمه گذشته بود . گمان ميداشتم كه محمد شب را در آنجا بسر خواهد برد ولى ديدم كه برخاست و شمشيرش را حمايل كرد . من نگران بودم و او در برابر نگرانى من اين شعر را انشاد كرد .
اذا ما اشتملت السيف و الليل لم اهل * بشيء و لم تقرع فوادى القوارع
وقتى كه شمشير و شب با من باشند هيچ حادثه قلب مرا نخواهد لرزانيد به روى من لبخندى زد و رفت . ابراهيم بن مدبر مىگويد : يك روز محمد بن صالح حسنى بديدار من آمد و گفت : - امروز آمده‌ام كه با تو بسر ببرم و دوست ميدارم در خانه‌ى تو خلوت كنم و پيش تو از رازى پرده دارم . جز تو هيچكس نبايد آگاه باشد . بدستور او خانه‌ام را خلوت كردم . مركب او را بخانه‌اش باز گردانيدم .