( 1 ) من ديدم كه حسن بن زيد بر منبر نشسته بود و سر عبد اللَّه اشتر دم پاى او بر پله منبر قرار داشت .
شبيت بن شبيه خطيب حكومت در خطابهى خود مىگفت :
- مثل امير المؤمنين منصور و مثل شما اى مردم مدينه شعريست كه فرزدق ميسرايد .
« هنگامى كه دو دريا به هم موج مىاندازند قبلهى وائل به حساب نمىآيد » و بعد حسن بن زيد به سخن در آمد و در ستايش منصور و محاسن اطاعت و تسليم سخن سرائى كرد و گفت :
- هر كس بر ضد امير المؤمنين سر بردارد و از اطاعت او گردن به پيچد خداوند او را از ميان بر خواهد داشت .
همچنان ابن مسعده حديث مىكند :
- عبد اللَّه اشتر و همراهانش سپيده دم در سرزمين سند به مزرعهاى رسيدند و در آنجا فرود آمدند و خوابيدند .
اسبهايشان به مزرعه تاخته بود .
برزگران كه از اين پيش آمد خشمناك شده بودند بر عبد اللَّه و همراهانش حملهور شدند و با چوب دستى آنان به قتل رسانيدند .
هشام بن عمر . والى سند كه اين جريان را شنيد دستور داد سر از پيكر
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 39
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٩