تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
( 1 ) بارو فرو اندازد . غلام ابو السرايا كمانش را بزه كرد و بيك تير آن تير انداز را فرو انداخت . آن تير در ميان دو ابروى غلام تا پر نشسته بود . با سقوط اين بارو دار تير انداز طرفداران فضل بن عباس پراكنده شدند . قصر بلا دفاع ماند . مردم كوفه به قصر حمله‌ور شدند و بى مضايقه دست به چپاول گشودند . هر چه در آن قصر بود بغارت گرفتند اما ابو السرايا دستور داد كه جمعى از سربازانش بر در قصر بايستند و نگذارند اموال فضل بيغما برود . سربازان ابو السرايا چپاول كنندگان را يكى يكى تفتيش ميكردند و هر چه ربوده بودند از آنان بار گرفتند . ديگر كسى دست بغارت دراز نكرد . يك عرب كه صندوقى از لباس غارت كرده بود و ميخواست ببرد با اين شعرها رجزخوانى ميكرد .
ما كان الاريث زجر الزاجره * حتى انتضيناها سيوفا باتره حتى علونا فى القصور القاهره * ثم انقلبنا بالثباب الفاخره