تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
( 1 ) ابو السرايا برخورد . نامش ( سرى » و پدرش منصور شيبانى بود . اين سرى بن منصور شيبانى كه كنيه‌اش ابو السرايا بود با فرماندار كوفه بهم زده بود و چون نميتوانست در سواد كوفه بسر ببرد از ترس جان خود با گروهى از غلامان خويش در گوشه‌اى عزلت گزيده بود . از غلامان ابو السرايا ابو الشوك و سيار و ابو الهرماس را در اينجا ياد مىكنيم . ابو السرايا از دوستان اهل بيت و طرفدار علويان بود . محمد بن ابراهيم كه از انصراف عهد شكنانه‌ى نصر بن شبيب خشمناك بود ابو السرايا را به يارى خود خواند . ابو السرايا هم اين دعوت را پذيرفت . محمد بن ابراهيم بسيار شادمان شد و با ابو السرايا قرار ديدار گذاشت . بابو السرايا گفت : - از همين جا بسوى كوفه سرازير شو و در كوفه بانتظار من باش . من و تو يك ديگر را در مناطق پشت كوفه ديدار خواهيم كرد . ابو السرايا راه كوفه به پيش گرفت و محمد بن بن ابراهيم هم از