تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 271

مساهمون:

ص٢٧١
( 1 ) - اين چه كاريست كه دارى ميكنى نصر ! چرا از عاقبت اين كار بيم نميدارى . تو گمان كرده‌اى با يك چنين فتنه‌ى عظيم از غضب سلطان در امان خواهد بود . دولت بنى عباس همه جا چهار چشمى ترا خواهد پائيد . و در آن وقت كه نهضت شما درهم بشكند دمار از روزگار تو بر خواهد آورد . و اگر محمد بن ابراهيم در اين انقلاب بپيروزى برسد تو در دولت او بيش از مرد عادى رونق و اعتبارى نخواهى داشت . اين چيست كه تصميم گرفته‌اى خود و خانواده‌ات را به هلاكت در افكنى . وانگهى تو كه ميدانى مردم اين بلاد همه از دشمنان لجوج و عنود آل ابو طالب هستند . اين ملت هرگز نخواهد گذاشت كه نقشه شما تحكيم شود . بعيد نيست كه ترا در اين دعوت اجابت كنند اما مسلم است كه در روز جنگ ترا و امام ترا تنها خواهند گذاشت . هر چند كه من گمان نمىكنم اصلا دعوت ترا بپذيرند . و بعد براى او يك قطعه شعر انشاد كرد كه مضمونش چنين بود . من پسر عمويم را تا ميتوانم اندرز خواهم داد . البته با اين شرط كه اندرزهايم را به گوش جان بشنود .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 271 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني