( 1 ) بقتلش رسانيدند .
على بن محمد بن سليمان ميگويد :
- نيمه شب در زندان خفهاش كردند .
گفته مىشود .
- زهرش دادند .
محمد بن ابى الحسناء حديث مىكند :
- يحيى بن عبد اللَّه را جلوى درندگان انداختند و خونش را بكام شيرهاى گرسنه ريختند :
عمر بن حفص عمرى ميگويد :
- ما را براى مناشره با يحيى بن عبد اللَّه به محضر هارون الرشيد دعوت كردند كه شاهد باشيم .
هارون در حضور گروهى از دعوتشدگان به يحيى بن عبد الله مىگفت :
- از خدا بترس و آن هفتاد تن اصحاب خود را كه هم پيمان تو بودند نشانم بده تا امان تو به حجيت خود باقى بماند .
و بعد رويش را بما كرد و گفت :
- اين مرد نميخواهد نام اصحابش را ابراز كند . من در هر بار كه خواستم از ياران او كسى را بازداشت كنم و بكيفر گناهى كه كرده برسانمش او جلويم را ميگرفت و ميگفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 229
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٢٩