تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
( 1 ) بقتلش رسانيدند . على بن محمد بن سليمان ميگويد : - نيمه شب در زندان خفه‌اش كردند . گفته مىشود . - زهرش دادند . محمد بن ابى الحسناء حديث مىكند : - يحيى بن عبد اللَّه را جلوى درندگان انداختند و خونش را بكام شيرهاى گرسنه ريختند : عمر بن حفص عمرى ميگويد : - ما را براى مناشره با يحيى بن عبد اللَّه به محضر هارون الرشيد دعوت كردند كه شاهد باشيم . هارون در حضور گروهى از دعوت‌شدگان به يحيى بن عبد الله مىگفت : - از خدا بترس و آن هفتاد تن اصحاب خود را كه هم پيمان تو بودند نشانم بده تا امان تو به حجيت خود باقى بماند . و بعد رويش را بما كرد و گفت : - اين مرد نميخواهد نام اصحابش را ابراز كند . من در هر بار كه خواستم از ياران او كسى را بازداشت كنم و بكيفر گناهى كه كرده برسانمش او جلويم را ميگرفت و ميگفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 229 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني