( 1 ) - او زبانش را نشان ميدهد تا مرا به قتلش متهم كند . او ميخواهد بگويد كه من زهرش دادهام .
به خدا اگر قتلش را مصلحت ميدانستم با شمشير گردنش را ميزدم ديگر چه حاجتى بزهر بود .
ما از حضور هارون بازگشتيم ولى هنوز بصحن حياط نرسيده بوديم كه شنيديم يحيى بن عبد الله به زمين فرو غلطيد و جان داد .
ادريس بن محمد كه نوادهى همين يحيى بن عبد الله است ميگويد :
- جد من يحيى را بوسيلهى گرسنگى و تشنگى بقتل رسانيدند .
گفته شده است كه يحيى بن عبد الله از هارون الرشيد دويست هزار دينار سكهى طلا گرفت و با اين مبلغ قرضهاى ابو عبد اللَّه حسين بن على ( صاحب فخ ) را ادا كرد .
زيرا حسين بن على وقتى كشته ميشد دويست هزار دينار مقروض بود .
آنان كه از علما با يحيى بن عبد الله حسنى هم پيمان بودند :
1 - يحيى بن ماور 2 - عامر بن كثير معروف بسراج 3 - سهل بن عامر بجلى .
4 - على بن هاشم
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: جواد فاضل
ص٢٣١