تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
( 1 ) پرسيد : - چقدر بوى جيره ميدهيد . - دو گرده‌ى نان و چهار كوزه آب . - نصفش كنيد . براى سومين بار كه بزندان آمد يحيى بن عبد اللَّه مريض بود . هارون ويرا بحضور طلبيد . گفته شد او آنچنان عليل است كه ياراى حضور ندارد . پرسيد : - به او چى ميدهيد ؟ گفتند : - يك گرده‌ى نان و دو كوزه‌ى آب . هارون با منتهاى شقاوت گفت : - نصفش كنيد . اما يحيى بن عبد اللَّه ديگر به جيره‌ى هارون نيازى نداشت زيرا همان شب از حبس او و زندان زندگى خلاص شد . يحيى بن عبد اللَّه بدين ترتيب از جهان رخت بربست . جنازه‌اش را از زندان بگورستان بروند . رضى الله عنه و ارضاه ابراهيم بن رياح در روايت خود ميگويد : يحيى بن عبد اللَّه را زنده در ستون گذاشتند و بدين ترتيب فجيع