تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
( 1 ) و من نمىتوانم رسول اللَّه را در روز رستاخيز دشمن خود بيابم . اگر دامنم به خون تو آغشته باشد رسول اكرم دشمن من خواهد بود ، تو برو و من خود را فداى تو خواهم ساخت . اميدوارم بدين ترتيب از عذاب جهنم در امان بمانم . نقشه‌ى انقلاب بدست عمل افتاد . يحيى بن عبد اللَّه - سليمان - ادريس برادرانش از عبد اللَّه بن حسن - ابراهيم بن اسماعيل « طباطبا » عمر بن حسن حسنى - عبد اللَّه بن اسحاق حسنى عبد اللَّه بن جعفر حسينى و گروهى ديگر از سادات علوى و دوستانشان كه جمعا بيست و شش نفر شده بودند . بعلاوه ده نفر از حاج كه بخاطر مناسك حج در مدينه بسر ميبردند و گروهى از مردم در خدمت حسين بن على اجتماع كردند . بهنگام سپيده دم بسوى مسجد رفتند شعارشان در اين قيام همچون شعار سادات علوى « احد ، احد » بود . عبد اللَّه بن حسن معروف به افطس بر گلدسته‌اى كه بالاى سر رسول اكرم « آنجا كه جنازه‌ها را ميگذارند » بالا رفت مؤذن را كه داشت اذان صبح مىگفت وادار كرد كلمه‌ى مقدسه‌ى : حى على خير العمل را بر زبان بياورد مؤذن ابتدا پافشارى كرد كه امتناع جويد اما وقتى چشمش بشمشير برهنه افتاد تسليم شد ! عبد العزيز عمرى كه خود را براى نماز صبح آماده ميساخت