تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
( 1 ) گشود و سپس فرمود : - من پسر رسول اللَّه هستم و در حرم رسول اللَّه بر منبر رسول اللَّه نشسته‌ام و شما را به سنت رسول اللَّه دعوت مىكنم . - شما اى مردم مسلمان آثار نبى اكرم را در چوب و سنگ مجوئيد شما حقيقت بين و حقيقت جو باشيد . اگر رسول اكرم را محترم ميشماريد ذريت او را دريابيد . « راوى اين حديث كه خود در مسجد اعظم حضور داشته مىگويد » در اين هنگام من بسيار آهسته . آنچنانكه گوئى در ضمير خود مىگذرانم گفتم : - اى داد بيداد . اين مرد با خود چه مىكند و براى خود چه درد سرى بوجود مىآورد . ناگهان يك زن از زنان مدينه بر سرم داد زد : - خاموش . واى بر تو . نسبت به فرزند رسول اللَّه چنين مىگوئى گفتم : - خدا رحمتت كناد . من اين سخن را بنام دلسوزى بر زبان رانده‌ام به خدا درباره‌ى او بد نينديشيده‌ام . در اين وقت خالد بربرى كه فرمانده نيروى مسلح مدينه بود با يك ستون مجهز از سربازان خود به مسجد حمله آورد . وى از آن در كه معروف به « باب جبرئيل » است خواست حمله‌ى