( 1 ) مدينه نيستم .
حسين بن على جواب داد .
- ابو بكر و عمر كه از تو شريفتر بودند با كنيه شهرت داشتند و بدشان نمىآمد كه مردم آنان را « ابو بكر » و « ابو حفص » بنامند . اين چيست كه تو از كنيه خوشت نمىآيد و اصرار ميورزى كه حتما با لقب « امير » صدايت كنند ؟
عمرى فرياد كشيد :
- اين لحن اخير شما از لحن نخستينتان درشتتر و زننده تر است .
حسين بن على گفت :
- هرگز . هرگز . درشتگوئى در شان من نيست . خدا نخواسته كه من چنين باشم . و از خانوادهاى نيستم كه به بدگوئى متهم باشند .
عمرى همچنان خشمناك بود :
- من ترا احضار نكردهام كه براى اصل و نسب سوا كنى و بعنوان خانوادهى خود به من افتخار بفروشى .
در اين هنگام يحيى بن عبد اللَّه غضب كرده گفت :
- از ما چه ميخواهى ؟
- از شما ؟ از شما حسن بن محمد را ميخواهيم بايد او را
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 167
مساهمون: جواد فاضل
ص١٦٧