( 1 ) آن روز روز جمعه بود .
هنگامى كه آل ابى طالب مثل همه روزه در دم مقصورهى مسجد خودشان را به ابو بكر عرضه كردند ديگر اجازه نداد بخانههايشان باز گردند .
آنقدر نگاهشان داشت كه نوبت به نماز ديگر رسيد . و مردم براى اداى نماز راه مسجد به پيش گرفته بودند .
در اين هنگام اجازهشان داد آزاد باشند اما اين آزادى تا اين حدود مقرر شده بود كه بروند وضويشان را تجديد كنند و از نو به مسجد باز گردند .
در اين نوبت وقتى آل ابو طالب به مسجد باز گشتند يكباره توقيفشان كرد .
پس از نماز عصر بار ديگر دستور داد براى سان آماده شوند .
نام يك يك را بر زبان آورد وقتى فرياد زد :
- حسن بن محمد بن عبد اللَّه .
ديد حاضر نيست .
رويش را به طرف يحيى بن عبد اللَّه و حسين بن على برگردانيد و گفت :
- بايد حسن بن محمد را در اينجا حاضر كنيد و گر نه هر دوتايتان
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 165
مساهمون: جواد فاضل
ص١٦٥