تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
( 1 ) مبلغى را بر زبان مىآورد . حسين بن على آن مبلغ را بعلاوه مشتى از درهم و مشتى از دينار هم به او ميپرداخت و ميفرمود : - اين هم جائزه‌ى شما . جز اندكى از آن همه دينار و درهم برايش باقى نماند . از بغداد بسوى مدينه باز مىگشت . به كوفه رسيد . در آنجا توى « قصر ابن هبيره » در كاروانسرائى منزل كرد . به صاحب كاروانسرا گفته شد كه اين مرد يكتن از فرزندان رسول اللَّه است . حسين بن على به غلامش گفت : - از عطاياى خليفه چى مانده ؟ غلام جواب داد . - مبلغى اندك با اين راه دور و دراز كه در پيش داريم . فرمود : - آن مبلغ را هر چه هست به صاحب اين كاروانسرا تسليم كنيد . مردى به خدمت حسين بن على رسيد . مرد مسكينى بود ولى حسين هم از مال دنيا تهى دست بود .