( 1 ) حسن بن هذيل ميگويد :
- زمين محصورى از مال حسين بن على ( صاحب فخ ) را به مبلغ چهل هزار سكهى طلا فروختم و پولش را به او تحويل دادم .
حسين بن اين سكههاى زرين را در آستانهى خانهى خود ميان مستمندان مدينه تقسيم كرد .
يك شاهى از اين چهل هزار دينار طلا بخانهى خود نبرد .
او مشت مشت از اين دينارها به من ميداد و من بر دامن فقراى مدينه ميريختم .
باز هم حسن بن هذيل ميگويد :
حسين بن على ( صاحب فخ » به من گفت براى او چهار هزار درهم قرض كنم .
بسراغ دوستى از دوستانم رفتم و تقاضايم را ابراز كردم . دوست من به من گفت :
- اكنون دو هزار درهم آماده دارم اين مبلغ را ببر و فردا دو هزار درهم ديگر را تسليم خواهم كرد .
من اين دو هزار درهم از آن دوست دريافت كردم و به خدمت حسين ابن على بردم و زير حصيرى كه در مصلاى او پهن بود پنهانش كردم .
فردا كه دوست من دو هزار درهم ديگر را تحويل دادم برداشتم و بسراغ همان حصير رفتم كه زيرش پنهان كنم .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: جواد فاضل
ص١٥٢