( 1 ) - عزيمت من در اين تصميم سست شده بود ولى اكنون كه دل خواه تو اين است انجامش خواهم داد .
قطام براى اينكه عبد الرحمن را در انجام اين امر پابرجاتر كند گفت :
- من بخاطر تو كمكى هم تهيه خواهم ديد .
با وردان بن مجالد صحبت كرد و از او خواست كه همدست عبد الرحمن باشد . وردان هم پذيرفت . وردان از قوم قطام بود . ابن ملجم شخصا شبيب بن هجرهى اشجعى را ديدار كرد و به او گفت :
- آيا ميخواهى كه شرف دنيا و آخرت را بدست بياورى ؟
- كدام است ؟
- مرا در قتل على كمك كن .
شبيب با لحن وحشت آلودى گفت :
- مادر بر تو بگريد عبد الرحمن هدف عظيمى بپيش گرفتهاى چگونه اين آرزو براى تو مقدور خواهد بود .
ابن ملجم خونسردانه در جوابش گفت :
- در مسجد اعظم كمين ميگيريم . هنگام سحر . وقتى كه به نماز مىايستد بر او حمله ميآوريم و كارش را ميسازيم . قتل او قلب ما را كه از شمشيرش داغدار است شفا خواهد داد و انتقام دوستان ما كه با دست او بقتل رسيدهاند بدين ترتيب كشيده خواهد شد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 37
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٧