( 1 ) به قدر چهار تا پنج ذرع بر روى زمين در آنجا براى من قبر بكنيد و مرا در آن قبر به خاك بسپاريد .
خواهرش پس از زوال ظهر ديد ابرى سياه هوا را فرا گرفت و بارانى شديد فرو باريد .
او در حين زوال تنورها را روشن نگاه داشته بود .
شتاب زده ديوان دولتى برادرش را بتنورها انداخت تا منصور از نام و نشان پيروان محمد بن عبد اللّه آگاه نشود .
و بعد نعش برادرش را در همانجا كه وصيت كرده بود به خاك سپرد .
گفته شده بود :
- علامت قتل نفس زكيه اينست كه سيل خون خانهى « تكه » را فرا خواهد گرفت .
كسى نمىتوانست اين گفتار را توجيه كند زيرا محال مينمود آنقدر خون ريخته شود كه تا خانهى عاتكه را زير موج بيندازد ولى در آن روز كه محمد به قتل رسيد باران شديد آميخته با خون محمد سيلى از خونابه سرازير كرد كه بخانهى عاتكه رسيد .
هنگامى كه در « ظله نبى نبيه » براى محمد بن عبد اللّه داشتند قبر مىكند يك لوح سنگى بدست آوردند كه بر آن نوشته شده بودند .
هذا قبر الحسن بن على بن ابى طالب زينب دختر عبد اللّه خواهر محمد وقتى اين لوح سنگى را ديد گفت :
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 399
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٩٩