تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
( 1 ) سپاه حائل شده بودند . در آن هنگام كه محمد بن عبد اللّه مزه‌ى مرگ را در كام خود احساس كرد شمشير خود را شكست . منقرى ميگويد : از جدم شنيدم آن شمشير ، شمشير رسول اكرم معروف به « ذو الفقار » بود [ ( 1 ) ] محمد حسنى ميگويد : - محمد بن عبد اللّه بخواهرش گفته بود : - من امروز با دشمنانم مىجنگم . تو در اينجا هوشيار باش . وقتى روز از ظهر گذشت و خورشيد زوال گرفت اگر از آسمان باران باريد بدان كه من كشته شده‌ام . تنورها را روشن كن و ديوان دولتى مرا كه نام طرفداران و پيروانم در آن ثبت شده به تنور بينداز . اما اگر خورشيد زوال كرده ولى عوض باران باد و طوفان در گرفته مطمئن باش كه برادرت بر دشمن خويش پيروز شده است . پس از قتل من مرا از ميدان جنگ بدر آوريد . بسر من كارى نداشته باشيد زيرا سر مرا بشما نخواهند داد . فقط پيكر مرا از ميدان جنگ به « ظلهء بنى نبيه » بياوريد .
هامش
[ ( 1 - ) ] با رواياتى كه درباره‌ى ذو الفقار بما رسيده اين شمشير از دست امام حسين ارواحنا فداه بفرزندانش رسيد . اين شمشير در خاندان حسنى وجود نداشت .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 398 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني