تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
( 1 ) رومى برده‌ى آزاد شده‌ى امام صادق ميگويد : به من گفت : - برو ببين چه ميكنند . برگشتم و گفتم : - محمد به قتل رسيده و عيسى « عين ابى زياد » را تصرف كرده است . ديرى بانديشه فرو رفت و آنگاه گفت : - اين عيسى را چه رسيده كه اين همه با ما بد مىكند . رحم ما را قطع مىكند . به خدا و فرزندانش از اين چشمه « عين ابى زياد » نخواهند چشيد . ايوب بن عمر ميگويد : امام صادق به ابو جعفر منصور گفت : - يا امير المؤمنين عين ابى زياد را به من واگذار تا از نخلستان‌هايش - استفاده كنم . ابو جعفر گفت : - با من چنين سخن مىگوئى به خدا ترا خواهم كشت . امام صادق فرمود : - شتاب مكن آرام باش . من اكنون شصت و سه سال عمر دارم در همين شصت و سه سالگى پدرم محمد باقر و جدم امير المؤمنين زندگى را بدرود گفته‌اند .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 401 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني