تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 400

مساهمون:

ص٤٠٠
( 1 ) - برادرم را خدا رحمت كند . از همه بهتر ميدانست كه اينجا كجاست و به همين جهت وصيت كرد كه او را در اين گوشه به خاك بسپاريم عبد اللّه بن عامر اسلمى ميگويد : - در ركاب محمد بن عبد اللّه با نيروى منصور مىجنگيديم . به من گفت اگر ابرى برخيزد و بارانى در بگيرد و بر پشت ما قطره‌هاى باران فروچكد خون مرا بر روى « احجار زيت » تماشا كن . به خدا ديرى نكشيد كه ابرى سياه ما را فرو گرفت و رعدى زد و برقى كشيد و از ما گذشت و بنيروى عيسى رسيد . در اين هنگام بارانى در گرفت و همانطور كه محمد گفته بود نعش او را بر « احجار زيت » ديدم . اسماعيل بن ميثم مىگويد : - وقتى عيسى بن موسى هاشمى بمدينه رسيد . امام جعفر بن محمد فرمود : - اين همان نيست ؟ گفته شد : - كى ؟ فرمود : - همان كسى كه با خون ما بازى مىكند . به خدا اين دو نفر از دست او جان بدر نخواهند برد . يعنى « محمد و ابراهيم »