تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
( 1 ) وظيفه‌ى خود را در جنگ با محمد بعهده‌ى حمزة بن مالك بگذارى . حميد بن قحطبه با خشم گفت : - به خدا اگر چنين كنى من دست از جان تو بر نخواهم داشت . من از صبح تاكنون شمشير مىزنم و مرد ميكشم . اكنون كه بوى پيروزى به مشام تو رسيده ميخواهى مرا از افتخار بر كنار كنى . حميد بن قحطبه از آن لحظه بر كوشش افزود تا عصر هنگام محمد ابن عبد اللّه بقتل رسيد . ازهر بن سعد مىگويد : - حميد بن قحطبه به كوچه‌ى « اشجع » رفت و در آنجا محمد را بقتل رسانيد . مدائنى مىگويد . محمد بن عبد اللّه به حميد بن قحطبه با لحن توبيخ گفت : - مگر تو با من بيعت نكرده بودى . حميد جواب داد : - آرى با تو بيعت كردم ولى معهذا ترا خواهم كشت زيرا جزاى كسى كه اسرار سياسى را ببچه‌ها مىسپارد جز اين نيست . مسعود در حال مىگويد : - محمد را در آن روز ديدم كه داشت با دشمنانش ميجنگيد . من نگاهش مىكردم كه مردى شمشيرش را بر نرمه‌ى گوش راست او فرود آورده بود ، او به زانو درآمد . از نو بر او حمله‌ور شد
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 396 | جواد فاضل / أبي الفرج الأصفهاني