( 1 ) ( والى مدينه ) در آنجا بسر برد .
طى اين مدت با رياح كجدار و مريز راه ميرفت .
عثمان اين تعلل را بابو جعفر گزارش داد .
ابو جعفر منصور كه سخت تشنهى تسليم پسران عبد اللَّه بود وقتى اين گزارش را دريافت داشت بنمايندگان خود كه سمت نگاهبانى موسى را به عهده داشتند دستور داد از مدينه به سمت عراق عزيمت كنيد . موسى ابن عبد اللَّه را نيز همراه خود بياوريد .
اگر ديدهايد كه از جانب حجاز كسى بتعقيب شما اقدام كرده بدانيد اين تعقيب مبتنى بر توطئهى فرزندان عبد اللَّه است . بيدرنگ گردن موسى را بزنيد .
ابو جعفر احساس كرده بود كه محمد در حجاز آمادهى نهضت است محمد بن عبد اللَّه وقتى به اين دستورها التفات يافت ديگر استناد را جائز نشمرد و يكباره قيام كرد .
اين قيام نارس بود ، زيرا هنوز طرفداران او زمينه را براى نهضت او آماده نساخته بودند .
محمد بن عبد اللَّه از پشت پردهى استتار آشكار شد .
رياح بن عثمان بيدرنگ به نگهبانان موسى دستور داد اگر كسى بتعقيب آنان اقدام كرده گردن موسى را بزنند .
ولى محمد بن عبد اللَّه پيشدستى كرد و ( حصين بن حضير ) را با چند سوار بتعقيب نگهبانان موسى فرستاد و پيش از آنكه خون موسى
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 378
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٧٨