تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
( 1 ) - از اين حرفها نزن يا امير المؤمنين . آن گزارش‌ها كه به تو ميرسد با حقيقت مقرون نيست . مروان گفت : - همين‌طور است اما خداوند پسرت محمد را اصلاح و ارشاد خواهد فرمود . مدائنى مىگويد : عبد الملك بن عقبه والى مدينه از باغى كه در كنار جاده بود مىگذشت . محمد بن عبد اللَّه « نفس زكيه » از لاى يك درخت شفتالو نگاهش مىكرد . مردى به عبد الملك گفت : - نگاه كن امير . اين محمد بن عبد اللَّه است نگاهت مىكند . عبد الملك سرش را تكان داد و گفت : - امير المؤمنين « مروان بن محمد » به من دستور داد در جامه‌ى خود فرو بروم و اصلا چشم به محمد نيندازم . حتى اگر بر سر ديوار نشسته باشد من سر بالا نكنم تا نگاهم به او نيفتد .