تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
( 1 ) تا آنجا كه پسرانش گفته بودند : « بيم آن ميرود كه قبايل عرب ما را فرزندان قابله بنامند . اما فاطمه در پاسخ پسران خود چنين مىگفت : - من در ميان نوزادان خانواده‌ى خود دنبال مجهولى ميگردم . هنگامى كه او را بچنگ بياورم ديگر قابلگى نخواهم كرد . در آن شب كه هند دختر ابو عبيده « پس از چهار سال حمل » محمد را به دنيا آورد فاطمه گفت : - فرزندان من ! مجهول خود را بدست آورده‌ام . من بدنبال همين پسر مىگشتم . از اين پس پاى بستر هيچ زن زائو نخواهم نشست . اين پسر بود كه مطلوب من بود . سعيد جهنى مىگويد : عبد اللَّه بن حسن فرزندش محمد را از دست مادر خود گرفت و به دامن خود گذاشت . ميان دو شانه محمد خال سياهى بدرشتى يك تخم مرغ ديده ميشد . ويرا « مهدى » ميناميدند و مىگفتند اين پسر يك قريشى خالص است « صريح قريش » سفيان ميگويد : - عبد اللَّه بن حسن را ديدم كه پسرانش محمد و ابراهيم را بعبد إله بن طاوس سپرده و گفته : - با اين دو پسر حديث كن . اميد است كه خداوند از احاديث تو