( 1 ) و هند دختر ابو عبيده با عبد اللَّه بن الحسن عروسى كرد و مادر محمد بن عبد اللَّه ( نفس زكيه ) شد .
عبد اللَّه بن موسى ميگويد :
جدهاى من ( مادر پدرم ) هند عمويم محمد را چهار سال در شكم خود نگاه داشت يعنى اين حمل چهار سال طول كشيد .
تا جائى كه ابو عبيده بخانهشان آمد و بدخترش هند گفت :
- تو بشوهرت دروغ ميگوئى ، تو آبستن نيستى و خود را آبستن ميخوانى تا شوهرت زن ديگرى نياورد .
هند به شدت خشمناك شد و در خانه را سخت بهم كوفت و گفت :
- من دروغ نمىگويم ، به خداوند كعبه قسم مىخورم كه آبستن هستم .
ابو عبيده كه از فريادهاى دخترش غضب كرده بود گفت :
- اگر در اطاق را باز مىگذاشتى مىفهميدى امروز چه بروزت مىآورم .
بالاخره سر چهار سال اين زن محمد را زائيد .
دراجه ميگويد :
وقتى كه عبد اللَّه بن عبد الملك جوانمرگ شد همسر بيوهاش هند
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٤٩