( 1 ) - خوب كردى بابا جان خوب كردى قبول دارم .
در همان روز مراسم عقد و عروسى هند با عبد اللَّه انجام يافت و همان شب عبد اللَّه با هند زفاف كرد و يك هفته هم در خانهى همسرش ماند .
پس از يك هفته صبح روز هشتم از خانهى عروس بخانهى خودشان رفت .
مادرش فاطمه بنت حسين وقتى پسر خود را در لباس دامادى ديد حيرت كرد .
مىآمد او را نشناسد .
- پسرم اين جامهها را از كجا بدست آوردهاى .
عبد اللَّه خنديد و گفت :
- اين لباسها را همان هند كه ميگفتى زن تو نخواهد شد به من پوشانيده است .
گفته مىشود كه محمد بن عبد اللَّه بسال صدم هجرت به دنيا آمد و عمر بن عبد العزيز خليفهى مروانى نام او را در ديوان عطايا به رديف اشراف نگاشت .
چگونه او را مهدى ناميدند ؟
مسمع بن عنان مىگويد :
فاطمه دختر ابو عبد اللَّه الحسين « ارواحنا فداه » يكباره امور قابلگى زنان آل رسول را قبول كرده بود .