( 1 ) و من وقتى از ابو عبيده سخن ميگويم نام پدرى بر زبان ميآورم .
كه همچون دستبند بر دستها نام او زينت نام پدران است .
هند وقتى يك چنين تمجيد را از زبان خارجى نسبت به پدرش شنيد بر چهرههاى خود چنگ زد و شيونها كشيد .
عبد اللَّه بن حسن كه خلاف انتظار خود همسرش را پريشانتر ديد بمحمد خارجى گفت :
- آيا براى همين گرياندن و غصه دادن ترا به اين اتاق آوردهام .
محمد بن يسر خارجى گفت :
- از من ساخته نيست كه كسى را در مرگ ابو عبيده تسلا بخشم زيرا من خود در اين عزا بتسليت دهنده احتياج دارم .
على بن صالح مىگويد :
عبد الملك بن براى پسرش عبد اللَّه دو تا دختر عروس كرده بود كه يكى دختر هند ابو عبيده و ديگرى ربطه دختر عبيد اللَّه بود .
عبد الملك مروان شنيده بود ميگويند مهدى موعود در نسل يكى از اين دو دختر بوجود خواهد آمد .
بدين اميد هر دو را به عقد پسرش در آورد اما پسرش عبد اللَّه در جوانى درگذشت و عبد الملك هم عروسهاى بيوه شدهى خود را آزاد ساخت . . و اين دو زن . . . ريطه دختر عبيد اللَّه با محمد بن على عباسى ازدواج كرد و ابو العباس سفاح از وى به دنيا آمد .
مقاتل الطالبيين ( فرزندان ابو طالب ) ( فارسي ) — صفحة 348
مساهمون: جواد فاضل
ص٣٤٨