( 1 ) اگر قلم من به شرح و بسط بپردازد و همهى رواياتى را كه دربارهشان رسيده بنگارد بر قطر كتاب ( خلاف تصميم ما ) خواهد افزود .
ابو عبيده ( جد مادرى محمد ) از سادات كريم و شريف قريش بود .
هنگامى كه ابو عبيده از جهان رخت بربست دخترش هند بر مرگ پدر بتلخى ميگريست .
عبد اللَّه بن حسن كه شوهر همين هند بود از محمد بن يسر خارجى شاعر معروف خواهش كرد شعرى بسرايد و براى هند انشاد كند تا خاطر بسيار پريشان اين زن آرام بگيرد .
خارجى قبول كرد ، همراه عبد اللَّه بن حسن به راه افتاد .
با هم باتاقى كه هند عزادار در آنجا نشسته بود در آمدند .
در اين هنگام محمد بن يسر خارجى فرياد كشيد و اين شعرها را با فرياد انشاء كرد :
قومى اضربى عينيك يا هند لن ترى * ابا مثله تسموا اليه المفاخر
اى هند برخيز و چشمانت را كور كن زيرا مثل پدرت در مفاخر و شرف پدرى را نخواهى ديد
و كنت اذا اثنيت اثنيت والدا * يزين كما زان اليدين الاساور